بدون عنوان
وروجک مامان امروز صبح حسابی سربه سرم گذاشتی تا پا میشدم که برم سرکار چشاتو باز میکردی غر می زدی و دستم رو میگرفتی و پشت می کردی می خوابیدی نیم ساعتی سر کار بودم ، تا یه هویی خوابت سنگین شد و منم در رفتم، نی نی نازم دوست دارم بهارم ...
نویسنده :
مامان آیسا
8:30







